در پرتو جنگ رمضان، شیعیان این کشورها در صف مقدم سلب تابعیت به جرم همراهی با ایران قرار گرفتهاند. بهانهای که اخراج هزاران کارگر شیعه پاکستانی از امارات را هم به دنبال داشته و آینده سختی فراروی شیعیان قرار داده است. طنز ماجرا اینکه سه نماینده پارلمان بحرین که از طینشدن فرآیند قانونی سلب تابعیت انتقاد کرده بودند، به اجماع اعضای پارلمان، از خودشان نیز سلب تابعیت شد.
به نظر میرسد علاوه بر مشروطشدن مذاکرات به تعمیم آتشبس در همه جبهههای مقاومت، پرونده حمایت از شیعیان نیز باید بخشی از هرگونه توافق قلمداد و در سطح داخلی نیز با بازنگری در قوانین سختگیرانه اعطای شهروندی و اقامت، میزبانی از چنین افرادی تسهیل شود. حالا که جنگ رمضان پیوندهای عمیقتری از روابط دلبستگان به ایده انقلاب اسلامی را آشکار کرده، «شورای عالی امنیت ملی» از منظر «شورای عالی امنیت اسلامی» به این طیف از شیعیان نگریسته و پناهی مطمئن برای آنها باشد.
ضرورت سواد رسانهای:
از سوی دیگر، یکی از شگفتانههای رسانهای در جنگ رمضان و (سکوت پس از آن) حضور دکتر حسن احمدیان در رسانههای عربی ازجمله برنامههای الجزیره بود که با استقبال زیاد مخاطب مواجه شد؛ به نحوی که اورا«صاروخ بالیستی ایرانی فی الاعلام = موشک بالستیک ایران در رسانهها» نامیدند. راز این اقبال از یک استاد ایرانی در رسانههای عربی، مقدمه تأملات جدی مانند موارد ذیل است. بدون تردید تسلط بر دانش سیاسی و بینالمللی، مهارت گفتوگو، توانمندی زبانی (تسلط بینظیر بر عربی و انگلیسی) و اخلاقمداری، از احمدیان در ۴۰سالگی یک جوان تراز دانشگاهی ایرانی را برای مخاطب عربزبان تصویر کرده که توانمندیهای شخصی او مهمترین دلیل موفقیتش است. بخشی از این اقبال را میتوان بهدلیل ضعف افرادی دانست که سالهای طولانی در رسانهها و مراکز علمی عربی، ایران را نمایندگی میکردند. به نظر گذار از آن نسل، الزامی ناگزیر است. سالها شبکهسازی سازمانهای فرهنگی بینالمللی در ایران متمرکز بر دعوت از مهمانان تکراری و نسبتا متوسط بود تا از طریق آنها ایده ایران در جهان عرب روایت شود اما در پرتو تجربه احمدیان باید این نهادها در کارآمدی آن شبکهسازی تامل جدی کرده و این جنگ سنجهای برای توفیق یا عدم توفیق آن مهمانان تکراری در ارائه روایت ایران باشد. خلاصه اینکه شگفتانه احمدیان نشان داد حضور یک استاد متخصص، گاهی آوردهای بیشتر از کارکرد برخی نهادهای مدعی دارد.